یه لحظهای بود که حس کردم این حیاط نفس میکشه. نه به خاطر آدمها، بلکه به خاطر همین بادگیر و درختی که سالهاست اینجا زندگی میکنن. سرمو که بالا گرفتم، آسمون درست وسط قاب نشسته بود، انگار این خونه یه تیکه از آسمونو برای خودش نگه داشته.
بادگیر مثل یه نگهبان قدیمی، ساکت و محکم ایستاده بود و درخت، با همه سادگیاش، به این سکوت جان میداد. هیچ عجلهای توی این صحنه نبود. همه چیز همونجوری بود که باید باشه.
این تصویر برای من یادآور اینه که بعضی جاها، بدون اینکه بخوان چیزی رو ثابت کنن، فقط با بودنشون حس آرامش رو منتقل میکنن.

هیچ مورد علاقه ای وجود ندارد