شرح
وسط این حیاط قدیمی، یه میز کوچیک با دو تا صندلی چیده شده بود؛ جوری که انگار منتظر یه گفتوگوی آرومه. فضا انقدر دنج بود که آدم دلش میخواست بشینه، چایی بخوره و عجله نداشته باشه. من این قاب رو گرفتم چون بعضی جاها خودشون پیشنهاد میدن که یه کم وایستی و با یکی حرف بزنی.

هیچ مورد علاقه ای وجود ندارد